{350}{480}برگردان به فارسی از نوید باقری
{560}{632}عصر بخیر. من آلفرد هیچکاک هستم
{646}{738}و امشب، قسمت اول سریال را به شما معرفی می‌کنم
{740}{817}که سرشار از تعلیق و رمز و راز است و به اندازه‌ی کافی عجیب
{828}{869}«آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند»
{885}{983}من در این داستان‌ها بازی نمی‌کنم|اما در آنها ظاهر میشوم
{1000}{1096}چیزی مانند لوازم جانبی قبل و بعد از داستان
{1118}{1193}برای اعلام عنوان داستان برای کسانی که نمیتوانند بخوانند
{1199}{1289}و جمع‌بندی برای آنها که متوجه پایان داستان نمی‌شوند
{1311}{1386}نمایش امشب در واقع یک داستان کوتاه و شیرین است
{1394}{1433}و «انتقام» نامیده می‌شود
{1451}{1485} الان خواهید دید...
{1514}{1599}اوه عزیزان، می‌بینم که بازیگران ۶۰ ثانیه‌ی دیگر آماده می‌شوند!
{1605}{1688}با این حال، با توجه به پیشبینی به یاد ماندنی حامی مالی ما
{1696}{1764}ما یک تبلیغ داریم که به زیبایی اینجا جا میشود!
{4678}{4709}سلام
{4794}{4828}صبحانه آماده‌ست
{4875}{4919}به این زودی؟|بله
{4926}{4977}نمیدونم چقدر وقت می‌گیره|تا به این گیاه رسیدگی کنم
{4979}{5032}و از طرفی نمیخوام روز اول دیر کنم
{5098}{5168}خرابکاری می‌کنی|بدون من دست به چیزی نزن
{5178}{5236هر کمکی که ممکنه انجام میدم
{5384}{5425}بیا، وقت داره هدر میره
{5507}{5551}ببین عزیزم، من باید برم سر کار
{5800}{5828}سلام|سلام
{5915}{5946}بوی خوبی میده
{5976}{6036}میدونی، عجیب به نظر میرسه|نشستن برای صبحانه
{6038}{6099}در حالی که کل روز هیچ کاری برای انجام دادن ندارم
{6126}{6193}کاش مجبور نبودم برم|دوست ندارم تو رو اینجا تنها بذارم
{6231}{6301}نگران نباش، اتفاقی برام نمی‌افته
{6306}{6361}احتمالا بدون تو یه خورده حوصله‌م سر میره
{6326}{6387}سه روز اخیر، عالی بوده‌ن
{6414}{6464}در غیر این‌صورت، من حالم خوبه
{6483}{6539}چرا نباید باشه؟| دلیلی نداره
{6549}{6637}فقط اینکه من هیچی راجع به مردم این دور و بر نمیدونم
{6644}{6722}دوست داری من راجع به مردم این دور و بر بهت بگم؟
{6724}{6772}بله بهم بگو لطفاً
{6774}{6869}خب، اگه ازشون انتظار داشته باشی، اونا دوستانه، مهربون و بخشنده رفتار میکنن
{6890}{6982}و بیشترشون برای کمک کردن به کسی که|تو دردسر افتاده خیلی سریع میشن
{6984}{7074}یه مقدار ترش هستن، ولی خیلی کم|اندازه‌ی یه ظرف سوپ خوری
{7089}{7167}خلاصه بگم، اونا مثل بیشتر مردم تو همه جا هستن، خیلی خوب
{7225}{7281}نه ساعت تمرین در روز، از سن ده سالگی
{7282}{7332}فکر کنم یه بالرین خوب تربیت کنه
{7334}{7415}ولی متاسفانه عزیزم|تو رو از بقیه‌ی دنیا جدا می‌کنه
{7417}{7458}تو خیلی بدبین هستی
{7463}{7547}نمیتونم باور کنم که دنیای تو|واقعی‌تر از دنیای من باشه
{7549}{7630}و میدونم مال من خیلی بهتره، بله اینطور حدس میزنم
{7638}{7730}و من وقتی با تو هستم مقداری از اون|تو دنیای من میریزه و اون رو قشنگ‌تر می‌کنه
{7732}{7768}و کل روز رو میخوای چیکار کنی؟
{7770}{7817}توی این دنیای خیالی و دوست‌داشتنی
{7819}{7918}خب، همونطور که دکتر تجویز کرده، برای پیاده‌روی به ساحل میرم
{7942}{8045}و آفتاب میگیرم و زیاد استراحت می‌کنم|همونطور که دکتر تجویز کرده!
{8118}{8173}و بعدش، فکر کنم تو رو سوپراز کنم
{8174}{8236}میدونی، شاید من یه زن با استعدادهای پنهانی باشم
{8252}{8291}و بعضی‌هاش زیاد پنهان نیست
{8342}{8405}خیلی قشنگه که یه شوهر این حرف رو بزنه
{8406}{8447}حتی یه شوهر تازه‌ وارد!
{8449}{8503}هیچوقت با دلیلی بهتر از این گفته نشده بود!
{8536}{8581}هی، من باید از اینجا برم
{8593}{8645}هر چه زودتر برمیگردم|فکر کنم حدود ساعت ۵ اینجا باشم
{8646}{8670}باشه
{8737}{8768}فعلا|خداحافظ
{9167}{9231}صبح بخیر آقای اسپن|صبح بخیر خانم فرگوسن
{9233}{9303}شما اینقدر زود میرین؟| خب، میدونم یه خورده زوده
{9305}{9364}ولی نمیدونم تو این موقع از روز چقدر طول می‌کشه
{9366}{9397}با پارک کردن و همه چیز
{9399}{9463}دوست داری وقتی نیستی به زنت سر بزنم؟
{9465}{9530}لطف شما رو میرسونه|مطمئنم از دیدن شما خوشحال میشه
{9532}{9569}من بعد از ناهار میرم مغازه
{9571}{9617}اگه دوست داشته باشه میتونم با خودم ببرمش
{9618}{9682}خب، شاید امروز نه| چون من یه لیست خرید با خودم دارم
{9684}{9744}ولی مطمئنم یه وقت دیگه خیلی خوشحال میشه
{9750}{9809}و من مطمئنم اون خوشحال میشه|اگه شما بهش سر بزنین
{9810}{9869}متاسفانه، ممکنه یه خورده به خاطر اینکه|کاری واسه انجام دادن نداره خسته بشه
{9929}{10004}خب، من دیگه میرم|بعد از ظهر می‌بینمتون
{10214}{10239}سلام
{10283}{10360}خانم فرگوسن، شما نمیاید؟|بله اما خیلی مزاحم نمیشم
{10361}{10393}لطفا این به هم ریختگی خونه رو ببخشید
{10394}{10451}ممکنه فکر کنین یه ارتش با همه‌ی|خرابکاری‌هاش از اینجا رد شده
{10453}{10517}ولی واقعیت اینه که|من فقط یه کیک کوچیک پخته‌م
{10518}{10606}خب، یه کم طول میکشه تا بتونی واسه| زندگی تو اینجا راه بیفتی
{10625}{10688}یه لیوان آب سیب میل دارین؟
{10690}{10730}خوبه، نصف لیوان باشه
{10748}{10825}تو و شوهرت به تازگی|از کالیفرنیا اومدین، درسته؟
{10827}{10863}واسه سلامتی‌تون اومدین؟
{10865}{10946}بله، من جدیداً یه «خرابی» داشته‌م|اونا اینجوری صداش می‌کنن
{10948}{11024}بنابر این دکتر مقداری زیادی|استراحت، دریا و آفتاب تجویز کرد
{11032}{11116}خوشبتانه، شوهر من که یه تعمیرکاره
{11119}{11217}میتونست شیش ماه از اینجا به محل کارش سفر کنه
{11220}{11268}و همه چیز، خیلی عالی سر جاش موند!
{11270}{11311}نمیشینین؟
{11322}{11421}شرط میبندم زیاد طول نمیکشه|تا سلامتی‌ت رو به دست بیاری
{11437}{11473}الان که خیلی خوب به نظر میای
{11475}{11558}من ماهیچه‌های قوی‌ای دارم|من یه رقاص باله هستم
{11561}{11611}این فقط مربوط به مشکلات اعصاب بود
{11631}{11694}من داشتم نقشم رو به عنوان یه بالرین اجرا می‌کردم
{11705}{11766}و کارل، اون موقع من متاهل هم بودم
{11778}{11877}فکر کنم این مقدار زیادی خوشبختی باشه
{11890}{11959}احمقانه به نظر می‌رسه؟|نه، به هیچ وجه
{11966}{12016}و این زندگی کاملا براتون خوب رقم میخوره
{12017}{12073}هیچ چیزی آرامش‌بخش‌تر از اون دریا نیست
{12074}{12157}هم منظره‌ش و هم صداش|من هم دارم عاشق‌ش میشم
{12158}{12207}من دارم میرم مغازه|دوست داری بیای؟
{12209}{12258}بله ولی باید مواظب کیک باشم
{12260}{12341}این یه سوپرایز واسه کارله|اون نمیدونه من بلدم کیک درست کنم
{12347}{12394}خب در واقع چون خودم هم نمیدونم
{12396}{12436}ممکنه واسه منم سوپرایز باشه
{12438}{12480}کیک درست کردن ممکنه یه خورده سخت باشه
{12482}{12521}فکر کنم بهتره باهاش کنار بیای
{12523}{12574}و دفعه‌ی بعدی که رفتم مغازه خبرت میکنم
{12576}{12608}حتما
{12674}{12753}خب فکر کنم بتونم یه خورده آفتاب بگیرم|الان زیاد داغ نیست
{12767}{12825}الان می‌تونیم باور کنم که تو یه رقاصی
{12827}{12869}و قطعا یه رقاص دوست داشتنی
{12883}{12909}خیلی ممنونم
{13196}{13249}خب، خداحافظ|خداحافظ
{14633}{14697}هی السا من برگشتم
{14728}{14759}بذار بیام تو
{14988}{15056}چیکار داری میکنی السا؟|میخوای اینجا رو آتیش بزنی
{15531}{15637}السا! چه اتفاقی افتاده|من کارلم، چه اتفاقی افتاده
{16769}{16807}!خانم فرگوسن
{16824}{16848}!خانم فرگوسن
{17133}{17208}اون من رو کشت|چی عزیزم؟
{17264}{17294}اون من رو کشت
{17343}{17374}کی؟|اون من رو کشت
{17376}{17412}اون کی بود؟|کی این اتفاق افتاد؟
{17490}{17524}کیک
{17546}{17613}من اومدم داخل که کیک رو نگاه کنم
{17683}{17782}و وقتی سرم رو برگردوندم|اون اونجا وایستاده بود
{17866}{17977}...قبل از اینکه من|بله، بعدش؟ میشه بیشتر توضیح بدی عزیزم؟
{18145}{18190}اون گفت که یه فروشنده‌ست
{18225}{18298}و وقتی که ازم پول خواست
{18300}{18362}من قبول نکردم
{18381}{18437}و اون منو گرفت
{18488}{18529}و من جیغ زدم
{18554}{18606}و گلوم رو گرفت
{18734}{18792}و بعدش من رو کشت
{18862}{18893}اون من رو کشت
{18944}{19032}سلام. میشه بیام تو؟|مشکلی پیش اومده؟
{19034}{19082}کاری هست که بتونم انجام بدم؟|لطفا یه دکتر خبر می‌کنین؟
{19083}{19137}یه چیزی اتفاق افتاده، اون کتک خورده|و به سختی صدمه دیده عجله کنید
{19138}{19190}باشه، الان آقای اسپن|من یکی رو همین نزدیکی‌ها میشناسم
{19256}{19343}نگران نباش عزیزم، اون رفت دکتر خبر کنه و خیلی زود میاد
{19345}{19381}مشکلی برات پیش نمیاد
{19399}{19426}نگران نباش
{19457}{19482}نگران نباش
{19907}{19962}چه موقع خونه رسیدید آقای اسپن؟
{19970}{20032}حدود ساعت پنج|شاید چند دقیقه بعدتر
{20043}{20093}مستقیم از سر کار برگشتید؟|بله
{20095}{20148}جز یه توقف کوچیک برای گرفتن مواد غذایی
{20150}{20202}کجا کار می‌کنید؟|هواپیمایی مینوت
{20203}{20285}چیزی نشنیدین؟|مثل صدای کمک یا جیغ کشیدن؟
{20287}{20331}نه. هیچی
{20344}{20425}ولی باید قبل از اون باشه که کیک رو درآورده|چون کاملا سوخته
{20426}{20501}که میشه قبل از اینکه من از شهر برگردم
{20525}{20604}فقط یه نفر، خانم جونز|سومین تریلر از سمت راست
{20609}{20676}دیده که یه مردی از سمت ساحل اومده به پارک
{20678}{20737}ولی نتونسته درست ببینتش
{20743}{20810}ممکنه بتونه شناسایی‌ش کنه ولی مطمئن نیست
{20812}{20906}حدود دو متر قد، کت خاکستری و موی مشکی
{20912}{20936}بله
{20938}{20987}با ما کاری ندارید؟|نه فکر نکنم
{20989}{21013}باشه
{21162}{21192}ممنون خانم فرگوسن
{21194}{21227}اگه خواستیم دوباره باهاتون حرف بزنیم
{21229}{21269}میتونیم شما رو اینجا ببینیم؟
{21270}{21296}بله البته
{21298}{21362}فکر کنم اینجا منتظر بمونم تا دکتر برسه
{21363}{21451}و بفهمیم حال‌ش چطوره|موجود بیچاره، موجود کوچیک بیچاره
{21453}{21480}بله خانم
{21633}{21678}به کریس و واتسون گفتم که ادامه بدن
{21679}{21717}خوبه. میخواین داخل رو یه نگاهی بندازین؟
{21718}{21764}چیزی پیدا نکردم|درسته
{21826}{21882}میگین رادیو روشن بوده؟|بله
{21884}{21955}و شما وقتی رفتین داخل اونو خاموش کردین؟|همینطوره
{21971}{22030}الان اتاق همونجوریه که شما اول دیدین؟
{22050}{22088}من پنجره رو باز کردم
{22090}{22154}کیک رو از فر در آوردم و بعد اونو خاموش کردم
{22171}{22196}حالش چطوره دکتر؟
{22198}{22224}مشکلی نداره
{22226}{22253}حالش چطوره؟
{22258}{22312}خب، فکر نکنم شرایط‌ش زیاد جدی باشه
{22314}{22355}از لحاظ بدنی عرض میکنم آقای اسپن
{22357}{22429}در غیر اینصورت فکر میکنم اون یه شوک شدید احساسی رو تجربه میکنه
{22431}{22488}که خیلی زود سراغ‌ش اومده
{22500}{22545}فعلا نمیتونم هیچ نظر قطعی‌ای بدم
{22547}{22579}میتونی ازش چندتا سوال بکنی؟
{22581}{22652}فکر نکنم کمکی بکنه ستوان|همین الان بهش یه شات نوشیدنی دادم
{22654}{22693}نمیتونه چیز زیادی بهتون بگه
{22695}{22752}و ممکنه براش درد ایجاد کنه
{22763}{22822}حتی ممکنه به یه آسیب دائمی منجر بشه
{22833}{22894}نه، نمیتونم الان ریسک کنم|شاید فردا ازش بپرسم
{22898}{22946}اجازه هست اینجا رو بررسی کنم؟|برای چی؟
{22948}{23016}فقط برای اینکه شاید یه چیزی پیدا کنم|که بهمون یه سرنخی بده
{23018}{23086}ما تو سکوت کارمون رو انجام میدیم|قول میدم که مزاحم همسرتون نیست
{23087}{23152}توصیه میکنم اونو از اینجا ببرید|هر چه زودتر بهتر
{23154}{23206}ببریدش به یه هتل یا هر جای دیگه‌ای
{23228}{23291}فردا اینکار رو می‌کنم
{23295}{23349}خب من صبح دوباره بهش سر میزنم
{23352}{23394}بعدا می‌بینمتون دکتر|خداحافظ
{23428}{23510}هیچ شانسی وجود داره؟|هیچی
{23563}{23617}این کار رو رو برای ما سخت میکنه آقای اسپن
{23618}{23682}بدون هیچ چیزی واسه ادامه دادن|جز یه شاخه گل میخک
{23688}{23737}آیا چیزی راجع به اون مرد گفت؟
{23738}{23784}که چه شکلی بود؟ یا چیزی مثل این؟
{23806}{23882}هیچی جز اینکه دراز و تاریک بود با یه کت و شلوار خاکستری
{23906}{23971}فکر میکنید میتونید اونو با همین اطلاعات دستگیر کنید؟
{23973}{24061}شاید همین نزدیکی‌ها باشه، توی شهر باشه|ممکنه همین الان داره توی خیابونا راه میره
{24063}{24138}درسته. ولی ما نمیتونم همینطوری|هر مردی با کت و شلوار خاکستری رو دستگیر کنیم
{24139}{24203}تا وقتی که همسر شما چیزایی قابل شناسایی‌تر به ما بگه
{24205}{24265}واقعا کاری از دست ما بر نمیاد|باید حتما یه چیزی باشه
{24266}{24321}به شما اطمینان میدم هر کاری که از|دستمون بر بیاد انجام میدیم
{24323}{24372}هر چی نباشه، این شغل ماست
{24399}{24458}بله مطمئنا|ممنونم ستوان
{24460}{24533}خوبه، لطفا هر موقع همسرتون|بهتر شد ما رو خبر کنین
{24535}{24588}ما باید هر چه زودتر باهاش حرف بزنیم
{24590}{24631}با شما تماس میگیرم|باشه
{25415}{25497}اگه پیداش کنم، می‌کشمش|بله
{25527}{25551}بله
{25790}{25825}عصر بخیر آقای اسپن
{25826}{25887}متوجه چیزی شدین؟|فعلا که هیچی
{25889}{25921}فقط اومدیم سر بزنیم و ببینیم
{25922}{25957}حال همسرتون چطوره
{25959}{25998}که شاید چیز دیگه‌ای به ما بگه
{26000}{26061}هر چیزی که بتونه به ما کمک کنه
{26062}{26095}نه، هیچی
{26115}{26159}باشه. فردا باهاتون بررسی می‌کنیم
{26161}{26202}شب بخیر|شب بخیر
{26424}{26460}اونا هیچوقت پیداش نمیکنن
{26952}{26977}السا
{27010}{27090}دکتر گفت که هر چه زودتر باید از اینجا بریم
{27091}{27122}بریم به یه هتل
{27154}{27218}خوشت میاد؟|چطوره؟
{27236}{27278}بله خوبه
{27304}{27338}شاید فردا
{27391}{27461}فکر میکنی اگه دوباره ببینی‌ش، میشناسیش؟
{27480}{27550}بله، قطعا
{27817}{27894}میخوای قبل از اینکه بریم هتل|یه خورده این‌ور دور بزنیم؟
{27946}{27987}آره خوبه
{28870}{28936}اونجاست! خودشه
{29051}{29080}خودشه
{29362}{29426}یه لحظه اینجا بمون|مشکلی نیست؟
{29452}{29477}نه
{30571}{30648}ببخشید. بله آقا|اتاق سیصد و بیست و یک
{30719}{30749}بفرمایید
{31200}{31248}شما طبقه‌ی چندمید؟|بعد از شما
{31254}{31295}من طبقه‌ی سوم هستم|منم همینطور
{34134}{34203}چطوره توی امتداد ساحل|تا شهر بعدی رانندگی کنیم؟
{34205}{34246}خیلی بهتره
{34274}{34309}خوشت میاد؟
{34337}{34378}بله عالی میشه
{34404}{34467}اگه گرسنه‌ت شد میتونیم تو راه ناهار بخوریم
{34667}{34731}تو اتاق ۳۲۱ اتفاق وحشتناکی رخ داده|چی؟
{34735}{34766}یه مرد
{35136}{35206}اونجاست|خودشه، خودشه
{35768}{35818}خب، اون‌ها یک زوج رقت انگیز بودند
{35830}{35903}ما قصد داشتیم این نمایش را|«مرگ فروشنده» صدا کنیم
{35911}{35973}اما از بعضی جناح‌های خاص اعتراضاتی صورت گرفت
{35975}{36078}طبیعتا شوهر السا گرفتار، متهم، محاکمه و محبوس شد
{36091}{36152}محکوم شد و بدهی‌های خود را به جامعه پرداخت کرد
{36154}{36203}به دلیل اجرای قانون با دست‌های خودش
{36226}{36310}می‌بینید که جرم درآمدی ندارد|حتی در تلویزیون
{36318}{36359}شما باید یک حامی مالی (اسپانسر) داشته باشید
{36378}{36435}این از اسپانسر ما|بعدش من برمیگردم
{36503}{36544}به زیبایی اینجا قرار داده شد
{36558}{36631}در واقع بعد از شنیدن این|چیزی نیست که بتونم اضافه کنم
{36633}{36680}پس شب بخیر تا هفته‌ی بعد